به نام خداوند جان و خرد

این بایگانی مربوط به دیدگاه های مطرح شده در بخش های قبلی است. هدف این مجموعه، طرح سئوالاتی است که ممکن است به ذهن بسیاری از شما آمده باشد و جوابی هم بهتر از ما برای آن یافته باشید. دیدگاه شخصی ما بر اساس تجربیات شخصی و شغلی است و لزوماً ممکن است صحیح نباشد و قصد تحمیل آن را به شما عزیزان نداریم. بلکه باب گفت و گو را باز کرده و از محضر تمامی شما دانش آموزان، دانشجویان، معلمان، کارشناسان اهل فن و سایرین، بهره خواهیم گرفت. در صورت تمایل با ما تماس بگیرید. نظرات شما با نام خودتان در سایت ShinySun.ir  منتشر خواهد شد.

شماره 20 - (13 مرداد 1386 )
 
شماره 19 - (31 تيرماه 1386 )

اگر فردی بخواهد فرزند 15 ساله خود را برای اولين بار در باشگاه ژيمناستيك ثبت نام كند، به احتمال 99/99 درصد مربی مربوطه به وی می گويد كه: "متاسفانه شما دير تشريف آورديد. بدن فرزند شما شكل گرفته و ديگر آن انعطاف و آمادگی لازم را برای انجام حركات ظريف و پيچيده را ندارد!".

در كشورهايی كه توسعه يافته ترند، آموزش برخی فنون را در سنين كودكی و از 3 سالگی به بعد شروع می كنند مثل موسيقی، شنا، زبان خارجه، ژيمناستيك و ... . البته اين كار نياز به برنامه ريزی و روشهای خاص خود دارد. بنابراين در سن دبيرستان، دانش آموزان در آن رشته مهارت لازم را دارند و آماده ی تاكتيك پذيری و قهرمانی هستند. مثلاً مايكل اوون در 17 سالگی عضو تيم ملی فوتبال انگليس بود، رونالدو ی برزيلی در 18 و 19 سالگی مرد فوتبال سال جهان شد، و در سال 2002 كه ميزبانی پكن براي المپيك 2008 قطعی شد مقامات كشور چين سرمايه گذاری كلانی برای بچه های 12 تا 17 ساله انجام دادند تا در شش سال بعد قهرمانان زيادی داشته باشند و اول شوند و ... .

در كشور ما نيز در چند سال اخير، مردم به ضرورت اين امر آگاه تر شده و امروزه در بسياری از كانونهای زبان و مهدهای قرآن می توان صدای پر شور و شوق بچه های پيش دبستانی حتی كمتر از سه ساله را شنيد. اما اين كافی نيست.

دانش آموز رشته كامپيوتر پس از اخذ ديپلم بايد يك برنامه نويس ماهر باشد اما متاسفانه در دو سه ترم اول دانشگاه، استاد مربوطه تازه در می يابد كه دانشجويانش مفهوم حلقه تودرتو و آرايه و ... را بلد نيستند و بايد درس ساختمان داده ها را بياموزند و چه كار طاقت فرسايی است برای هر دوی آنها! (شبيه مشكلاتی كه در گذشته مربيان تيم ملی فوتبال با برخی بازيكنان داشتند)

پس ضرورت دارد كه تا دير نشده آموزش كامپيوتر را به بچه های خردسال آغاز كنيم. اما چگونه؟

 
شماره 18 - (14 تيرماه 1386 )

مدت كوتاهی است كه از اجرای طرح سهميه بندی بنزين می گذرد. من در اين مبحث قصد بررسی و اظهار نظر راجع به فوايد يا معايب آن را ندارم زيرا امور اقتصادی در حيطه تخصص و صلاحيت اينجانب نيست. اما به عنوان يك كارشناس كامپيوتر، مسئله ای كه به ذهن من رسيد، اين است كه آيا می توان از فناوری اطلاعات برای صرفه جويی بهتر در مصرف سوخت كمك گرفت؟

1- با ترويج فرهنگ صحيح بين كاربران اينترنتی، بسياری از امور اداری و اجتماعی را می توان در خانه و بدون انجام سفرهای درون و برون شهری انجام داد. كه از نمونه های بارز و عملی آن می توان به ثبت نام كنكور، ثبت نام سهام عدالت، ثبت نام كارت سوخت، انتخاب واحد برخی مراكز دانشگاهی و ... اشاره كرد. البته بايد با برنامه ريزی كلان و دراز مدت، اين كار را در اكثر موارد ممكن تعميم داد. مثلاً ثبت نام امور حج و زيارت، خدمات شهرداری ها در صدور پروانه ساختمان،  خريد از فروشگاههای اينترنتی و .....

2- سرعت اينترنت در برخی شهرها كند است. بسياری مناطق روستايی به اينترنت مجهز نيستند. گاهی اوقات برخی خدمات بانكی يا اينترنتی به دليل اختلالات موقت در امور مخابراتی امكان پذير نيست. بايد زيرساخت های لازم در بخش اينترنت ايجاد شود تا افراد برای برخی امور ساده مجبور به رفت و آمد نشوند.

3-بسياری افراد هنوز كار با اينترنت را به خوبی بلد نيستند. يا فقط در حد چت كردن و دانلود موزيك و عكس و به صورت تفننی و تفريحی از اينترنت استفاده می كنند. با آموزشهای بهتر و جامع تر در مدارس و رسانه های ملی(صدا و سيما) می توان تا حد زيادی اين مشكل را برطرف كرد.

شايد بتوان با استفاده از روشهای آماری، اندازه گيری دقيق تری راجع به نقش اينترنت در كاهش مصرف سوخت و درنتيجه حفظ محيط زيست، بهره وری بهتر و حفظ منافع ملی داشته باشيم.

 
شماره 17 - (14 خرداد 1386 )

با فرارسيدن ايام امتحانات دانش آموزان و دانشجويان، بازار پروژه ها داغ می شود. متاسفانه در سالهای اخير شاهد مسايل و مشكلات جانبی زيادی در اين زمينه بوده ايم. بنده اين مسئله را در چند نكته (محور) خلاصه نموده ام:

1-وقتی از ترس نمره يا مشروطی و ... دانش آموزان و دانشجويان به افراد و موسسات خصوصی روی آورده يا عيناً از سايتها و كتابها كپی برداری می كنند، پس فايده علمی پروژه دادن و پروژه نوشتن چيست؟ آيا خنده دار نيست: "دانشجوی ما فرق text و combo را نمی داند اما مدعی است پروژه كامل بانك اطلاعاتی را خودش انجام داده است" ؟

2-استاد يا معلم محترمی كه در طول ترم مباحث مقدماتی و اندكی را به دانش آموز يا دانشجو ياد داده است، گاهی اوقات پرو‍ژه هايی را از وی انتظار دارد كه كه از توان علمی تمام افراد كلاس خارج است. برخی مدرسين و معلمين عزيز بدون درنظرگرفتن جوانب امر، پروژه هايی را می خواهند كه شايد خودشان قادر به انجام آن نباشند. يا اين كه مسايل جزوه دوره دانشجويی خود را بدون كم و كاست به دانش آموز يا دانشجو تحميل می كنند. حال آنكه حل يك مسئله ساده ی پايه و آموزشی همراه با تحليل و رسم فلوچارت مثل ماكزيمم و ميانگين، صدها برابر برای دانشجو مفيد تر باشد تا آنكه بدون مقدمه از وی بخواهيم مسئله پيچيده ای مثل فاكتوريل اعداد بزرگ سه رقمی را خودش حل كند.

3-هميشه برای شاگردانم يك مثال ورزشی می زنم: "مربی بدنسازی به شما تمرين با وزنه می دهد. شما می گوييد سخت است و نمی توانم. به فرد ديگری پول میدهيد و از وی می خواهيد كه به جای شما وزنه و هالتر بزند(فرض كنيد مربی هم به حيله شما پی نبرد) او هربار قوی و قويتر خواهد شد اما شما چطور؟ آيا بدنتان ساخته می شود؟"

 
شماره 16 - (31 اردیبهشت 1386 )

در بحث قبلی، گفتیم که تراکم اطلاعات در فضای اینترنت زیاد شده و هرلحظه بدان افزوده می شود و برخی معایب آن را نيز برشمرديم. اکثر افرادی که اولین بار به اینترنت وارد می شوند، با ایمیل نیز آشنا می شوند و یاد می گیرند که چگونه در سایتهای مختلف عضو شوند و ارتباط برقرار کنند. اما:

1- برخی سایتها که شاید چندان هم مهم نباشند، کاربر را مجبور می کنند برای استفاده از اطلاعاتشان، حتما به عضویت آنها (رایگان)درآید. در حالی که کاربر می تواند  مستقیما داده ها را دریافت کند، چه نیازی است که هربار کلمه کاربری و رمز عبور را وارد کند؟ (خود من هم از بس در جاهای مختلف عضویت دارم کلافه شده و گاهی اسم رمز و ... را فراموش می کنم!) به این ترتیب فقط آمار اعضاء برای رتبه بندی و پزدادن، بالا می رود. ولی اکثریت اعضا، سالی یکبار هم به آن سایت سر نمی زنند! برخی سایتها هم که مثلاً خبرنامه دارند، اما سالی یکبار هم خبری به کاربران نمی دهند.

2- تعدادی از سایت ها و وبلاگ ها، اخبار دست چندم و کهنه ی دیگر سایت ها را نقل قول کرده، یا حتی مطالب آموزشی دیگران را به نام خودشان درج می کنند(بدون ذکر منبع) و محترمانه سرقت علمی می نمایند!

3- برخی سایتها، بازدیدکننده ندارند و خودشان گاهی اوقات آمار غیر واقعی ارائه می دهند. البته وجود بازدیدکننده بیشتر، لزوماً به معنی خوب و مفید بودن مطالب نیست. چون بعضی ها برای جذب مخاطب بیشتر، با درج اخبار بی فایده و  تصاویر آنچنانی و .... همانند مجلات زرد، سطح فرهنگی خود را پایین می آورند.

4- برخی سایتها گویا مسئول یا ویراستار ندارند. چون اصلاً ایمیل ها و نظرات مخاطبین را نمی خوانند و یا اهمیتی بدان نمی دهند. پس صفحه ی ارتباط با ما برای چیست؟

 
شماره 15 - (24 اردیبهشت 1386 )

در حال حاضر چندین میلیارد صفحه اطلاعات اینترنتی در وب منتشر شده است و همواره به تعداد آنها افزوده می شود. شاید تابه حال فکر کرده باشید که: "آیا همه ی این صفحات مفید هستند یا نه؟" و "آیا همه ی این اطلاعات خوانده می شوند؟". شاید بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها(به فرض مفید بودن و منطبق بودن با اصول اخلاق) را دیده باشید که حتی هر چند ماه یک بار هم به روز آوری نشوند و مطالبشان کهنه و بی استفاده باشد. بسیاری از وبلاگ ها و ایمیل های رایگان (که هر کسی می تواند به هر تعداد داشته باشد) هستند که فقط فضای اینترنت را بی جهت اشغال می نمایند. وبلاگها و سایت هایی که  خوانندگان اندکی دارند و با اصلاً خوانده نمی شوند(حتی در ماه یک بازدیدکننده).

مسئله فوق را می توان به این تشبیه کرد که یک یا چند شبکه تلویزیونی، با صرف هزینه ای گزاف، برنامه هایی را تولید کنند که هیچ مخاطبی نداشته و کسی آن را تماشا نکند. یا اینکه مثلاً شما بخواهید از اولین روز تا پایان عمر فردی را فیلمبرداری کنید. آیا تماشای آن خسته کننده نیست؟

به راستی آیا وجود این همه اطلاعات ضرورتی دارد؟ جز اینکه: فضای اینترنت را بیش از حد اشغال می کند- موتورهای جستجو را برای ایندکس نمودن صفحات، به زحمت می اندازد- بازیابی اطلاعات را کندتر می نماید- کاربران را در جستجوی اطلاعات واقعی و مفید، سردرگم و معطل می نماید و ....

پس بهتر است که مسئولان و سازمانهای جهانی مربوطه با همکاری تمام مردم دنیا به ضوابط و تدوین استاندارهای مناسب تری بپردازند؟

 
شماره 15 - (14 اردیبهشت 1386 )

امروزه بسیاری از خانواده ها علاقه مند هستند که فرزندانشان در رشته های مربوط به کامپیوتر و فناوری اطلاعات تحصیل کنند. خیلی از دانش آموزان هم از سنین پایین تر مخصوصا دوره راهنمایی تحصیلی، رویای کامپیوتر را در سر می پرورانند. به هر حال این رشته در کشور ما نوپاست و تازه از نظر اجتماعی هم وجهه ی خوبی دارد و به قول معروف باکلاس است!شکی نیست که علاقمندی، یکی از عواامل موفقیت در انتخاب رشته و هدایت تحصیلی است. اما باید بدانیم که علاقه فقط کافی نیست بلکه استعداد و توانایی نیز لازم است. متاسفانه کلمه ی "کاردانش" یا "فنی و حرفه ای" موجب شده عده ای به اشتباه تصور کنند که تحصیل در رشته کامپیوتر بسیار ساده تر از رشته های نظری مثل ریاضی یا تجربی است و فقط با داشتن یک دستگاه کامپیوتر شخصی و ساعت ها کار عملی، می توان متخصص شد و دیپلم گرفت. وقتی که دانش آموزان با داشتن چنین دیدگاهی و مشاوره با افراد غیرکارشناس یا کم تخصص، با ذوق و شوق فراوان وارد رشته کامپیوتر می شوند، اما پس از مدتی می بینند که دروسی مثل ریاضی، برنامه نویسی، زبان فنی و تخصصی و ... نیز در موفقیت آنها موثر است و با داشتن پایه درسی و نمرات ضعیف قبلی نمی توانند راه را به راحتی ادامه دهند و دلسرد شده و انگیزه خود را نیز از دست می دهند. برخی موفق به اخذ دیپلم نمی شوند! بعضی هم پس از زحمت فراوان و دریافت دیپلم وارد مشاغل غیر مرتبط با رشته خود می شوند و حتی مواردی نیز هم بوده که در ادامه راه تغییر رشته داده اند تا جلوی ضرر و زیان بیشتر گرفته شود و عمر گرانقدر و هزینه بیشتر به هدر نرود.

آیا بهتر نیست که با مشاوره بهتر و با داشتن آگاهی دقیق تر، هر دانش آموزی به رشته مورد علاقه و توان خود هدایت شود تا بهره وری بهتری داشته باشیم و افراد جامعه از شغل خود احساس رضایتمندی بیشتری داشته باشند؟

 
شماره 14 - (4 اردیبهشت 1386 )

در آخرین مبحث راجع به كيفيت و بهره وری مطلوب آموزشی رشته کامپیوتر به این مورد می پردازيم: کدام مواد درسی و چه سرفصل هایی برای دانش آموزان مناسب تر است؟

شاخه های مختلف علوم رایانه با سرعتی باورنکردنی در حال توسعه و پیشرفت است. پس باید مواد درسی و سرفصلهای آموزشی نیز مطابق نیاز روز کارشناسی شده و کتب آنها با بهترین شیوه و آسانترین مطالب نوشته و تالیف شود.

از اشکالات عمده ای که در تالیف کتب درسی دیده ایم فقط به چند مورد اشاره می کنیم: کتابها دیر چاپ شده یا به شهرستانها می رسند- در برخی موارد حساس مثلا دستورات برنامه نویسی غلط های تایپی دیده می شود. حتی یک کاما یا نقل قول یا نقطه، برنامه را به خطا می کشاند- گاهی اوقات بیش از حد به جزئیاتی پرداخته می شود که کاربرد مهمی ندارند ولی مسایل مهم رها می شود- رعایت پیش نیاز و هم نیاز نمی شود. مثلا در برنامه سازی 1 صحبتی از فلوچارت به میان نیامده است یا بدون توجه به ضعف پایه ای ریاضیات در بین دانش آموزان کاردانش و فنی، توابع ریاضی لگاریتم و سینوس در درس ویژوال بیسیک گنجانده شده- در درس رایانه کار درجه یک، ویژوال بیسیک برای برخی رشته ها از جمله امورمالی و گرافیک خیلی سنگین است- برخی متون فقط با ترجمه منابع خارجی تهیه می شوند و هیچ تغییری در آنها دیده نمی شود و مثالهایی با محتوای فارسی و سازگار با فرهنگ ما کمتر دیده می شود- بعضی اوقات به آموزش نرم افزارهایی پرداخته می شود که بعد از مدت یکی دو سال منسوخ می شوند و ماندگار نیستند- ......

از همه مهم تر اینکه آیا فراخوان و نظر سنجی عمومی از تمامی معلمانی که این دروس را تدریس می کنند (بی واسطه اداری و از طریق اینترنت) و کمک خواستن از آنها بهتر نیست؟ البته نباید به همین مباحث اندک بسنده کنیم و پرونده را مختومه اعلام نماییم. ولی بنده به این نتیجه رسیده ام که باز هم خدا را شکر، در مدت کوتاه چند ساله راههای طولانی و سختی را پیموده ایم و انشاءاله در آینده نیز موفق تر خواهیم شد.

 
شماره 13 - (25 فروردین 1386 )

در ادامه مباحث قبلی، راجع به كيفيت و بهره وری مطلوب آموزشی رشته کامپیوتر به این مورد می پردازيم: با چه امكانات و تجهيزاتی؟

وقتی كه سرفصل های درسی دانش آموزان فنی و حرفه ای و كاردانش، مطابق با تحولات روز مدام تغيير می كنند(البته با كمی تاخير نسبت به كشورهای پيشرفته)، بايد سخت افزارهای مورد نياز هم به موقع فراهم گردد و در اختيار مدارس قرارگيرد و فاصله زمانی زياد بين توزيع امكانات در شهرهای بزرگ و نواحی كوچكتر و دورتر به وجود نيايد.

الآن كه linux، premier ، تری دی مكس، فتوشاپ، Flash Mx و ... جزو دروس اصلی محسوب می شود، هنوز هم مدارسی هستند كه با سيستم های كهنه و رده خارج كار می كنند. و به دليل اجباری شدن درس رايانه در ساير رشته ها مانند عمران و حسابداری و گرافيك و ...، مشكل كمبود سايت و تداخل در برنامه كارگاهی به وجود می آيد و از ساعات عملی كاسته می شود. اين امر به ضرر دانش آموزان است و كار معلمان را نيز سخت تر می كند. بنده با اين مسايل هنوز هم كم و بيش روبرو هستم. يادم هست يك بار به مدير محترمی عرض كردم: "آيا خود شما می توانيد شش ساعت مداوم ويژوال بيسيك را به صورت تئوری ياد بگيريد و خسته نشويد؟" و ايشان هم به حق پاسخ دادند: "خير. اصلا نمی توانم!".

در دروسی مثل شبكه و تعميرات سخت افزار هم كه اوضاع بهتری وجود ندارد و بهتر است است راجع به آن سخنی نگوييم!

به عبارت بهتر می توان اوضاع فوق را به ليگ برتر فوتبال در ايران تشبيه كرد كه با وجود استاديوم های فرسوده و زمين چمن غير استاندارد، چگونه می شود فوتبال را به استاندارد جهانی نزديك كنيم؟ البته تفاوتی هم وجود دارد و آن اين است كه افت رتبه ايران در رده بندی فيفا، خطر چندانی برای جامعه ايجاد نمی كند اما عقب ماندن  دانش آموزان و دانشجويان از پيشرفت علمی، جامعه را سالهای طولانی همچنان به ديگران وابسته خواهد كرد و اين اصلاً زيبنده و شايسته كشور عزيزمان "ايران" نخواهد بود.

 
شماره 12 - (15 فروردین 1386 )

در ادامه مباحث قبلی، درباره كيفيت و بهره وری مطلوب آموزشی رشته کامپیوتر به این سئوال می پردازيم: با چگونه معلمانی؟

در چند سال گذشته كمبود دبيران متخصص رشته كامپيوتر بسيار محسوس بود. شايد هم اكنون در برخي مدارس و نواحی، به دليل كمبود معلم مرتبط و تخصصی از ساير دبيران (رشته هاي رياضی، جغرافی، فيزيك و ...) استفاده می شود. يا برخی مدارس غيرانتفاعی از دانشجويان ترم آخر يا تازه فارغ التحصيل (با دستمزدهای اندك) بهره مي گيرند كه شايد اولين تجربه تدريسشان باشد يا از روی اجبار و نبود شغل به اين حرفه روی آورده باشند.

البته احترام همه ی همكاران فرهنگی واجب است. چه بسا برخی معلمان ديگر رشته ها، كامپيوتر را بهتر از امثال بنده تدريس نموده و كارايی بهتری داشته باشند. اما بايد مسئولين مربوطه، نسبت به استخدام معلمين تخصصی رشته كامپيوتر در مناطق مورد نياز، اقدامات لازم را انجام دهند. از طرفی گسترش بی اندازه اين رشته در مدارس شايد دليل ديگری برای مشكل فوق باشد.

يك معلم كامپيوتر بهتر است(بايد) تحصيلات مرتبط دانشگاهی داشته باشد، روزی حداقل 1 ساعت با اينترنت كاركند، در باره نرم افزارها و مطالب جديد مطالعه كافی داشته و معلوماتش به روز باشد، آموزش های ضمن خدمت ببيند، به زبان انگليسی مسلط باشد، در نصب شبكه و تعميرات سخت افزاری، تجربه داشته باشد. با سايتهای معتبر داخلي و خارجی در ارتباط باشد. و البته از حقوق كافی برخوردار باشد چه بسا با همان زحمات مشابه يا كمتر در كلاسهای خصوصی و شركت های كامپيوتری(نصب و نگهداری و تعمير و ...)، درآمدی حدودا  دو يا سه برابر داشته باشد! پس بايد به معلمان اين رشته توجه بيشتری بشود.

 
شماره 11 - (6 فروردین 1386 )

بحث قبلی ما راجع به رسيدن به كيفيت و بهره وری مطلوب در آموزش کامپیوتر بود و رسیدیم به این سئوال: چگونه؟ با چه امكاناتی؟ كدام دروس با چه سرفصل هايی؟ با چه معلمانی؟ چه نوع دانش آموزانی؟ و كدام نوع از مديران؟

مدیری که می خواهد در هنرستان های فنی و حرفه ای و کاردانش ارایه دهنده رشته کامپیوتر، مدیریت کند بهتر است که اولاً خودش فنی باشد ترجیحاً در رشته های کامپیوتر، برق یا الکترونیک. اگر سابقه تدریس کامپیوتر را داشته باشد که البته خیلی بهتر است. تسلط کافی به کامپیوتر و اینترنت نیز مهم است. آگاهی از نیازها و تغییرات و پیشرفت های انجام شده در سرفصل ها و دروس جدید و به دنبال آن ارتقاء و نوسازی کارگاه و تجهیزات، تلاش در جذب دانش آموزان مستعد برای رشته کامپیوتر،  تعامل کافی با معلمان کامپیوتر، ایجاد وبلاگ برای شناسایی و تبلیغ بهتر توانایی های مجموعه آموزشی مدرسه و .... حداقل انتظاراتی است که ما از مدیران داریم. اگر خدای ناکرده مدیری وجود داشته باشد که رشته کامپیوتر را تجملی و تزئینی بداند و هزینه های آن را زائد بشمارد و اینترنت را مضر بداند، اگر مدیری به تصور خود بپندارد که معلمان کامپیوتر فقط در کارگاه پشت میز کامپیوتر می نشینند و زحمتی برای دانش آموزان نمی کشند، اگر مدیری برای بالاتربردن آمار مدرسه و حق مدیریت و به کارگیری معاون دوم و سوم، هر دانش آموز بی استعداد و جا مانده از ثبت نام را سریعاً به رشته کامپیوتر هدایت کند، اگر مدیری قطعات را نشناسد و فرق "سی پی یو" با "یو پی اس" را نداند؛ مسلماً به نفع هیچ کس و همچنین جامعه نخواهد بود!

 

شماره 10 - (28 اسفند ماه 1385 )

قبلاً راجع به كيفيت آموزش در بخش IT سخن گفتيم. يكي از زيرساخت ها و پيش نيازهای مهم، آموزش است. شاخه هاي فني و حرفه اي و كاردانش كامپيوتر حدود 11 سال است كه در كشور ما سابقه اجرايي دارد و  تغييراتي هم تا حد امكان مطابق با نيازهاي روز داشته است. حال مسئله اين است رسيدن به كيفيت و بهره وري مطلوب: چگونه؟ با چه امكاناتی؟ كدام دروس با چه سرفصل هايي؟ با چه معلماني؟ چه نوع دانش آموزانی؟ و كدام نوع از مديران؟

البته بنده خودم عضو كوچكی از جامعه فرهنگي كشورم هستم و ديدگاه مثبتی دارم(نيمه پُر ليوان را می بينم). اما نظراتم در جهت بهبود وضعيت فعلی است. دانش آموزانی كه قرار است مثلاً درس برنامه سازی ويژوال بيسيك را با توابع متعدد رياضی و رشته ای و مفاهيم الگوريتم و فلوچارت، ياد بگيرند حداقل بايد در دروس زبان انگليسی و رياضيات مهارت نسبی داشته و هم چنين از بهره هوشی بالايی برخوردار باشند. آيا اين اصل در پذيرش ورودی هنرستان ها در سراسر كشور رعايت مي شود؟ آيا مواردی وجود دارد كه هدايت تحصيلی دانش آموزان كامپيوتر، از روي اجبار والدين و حتّا به دلايل عجيبی مثل تكميل ظرفيت ساير رشته ها انجام شود؟!!! اين سوالی است كه بايد برای پاسخ آن با حوصله و دقت تحقيق نمود. پس از شما می خواهيم كه ما را ياري دهيد.

 

شماره 9 - (14 اسفند ماه 1385 )

آیا بهره گیری صحیح از اینترنت می تواند باعث گسترش عدالت اجتماعی شود؟ آیا می تواند به حفظ محیط زیست کمکی بکند؟ آیا می تواند در وقت و هزینه های شخصی صرفه جویی نماید؟ آیا باعث تسریع در خدمات و آسان تر شدن ارتباطات می شود؟  آیا می تواند باعث احیای فرهنگ و آداب و رسوم، شناسایی نقاط مهم کشور اعم از شهر و روستا و اعتلای نام کشور عزیزمان ایران در تمام دنیا گردد؟ اگر بتوانیم کای کنیم که با رعایت الگوی صحیح مصرف اینترنت در جامعه، اتفاقات فوق الذکر به وقوع پیوندد، موفق شده ایم وگرنه ....!

چند مثال ساده :  دانش آموزان سریع تر و ارزان تر مطالب علمی را از منابع خوب و معتبر استخراج کنند، قوانین و بخش نامه ها و آئین نامه های اداری در وب سایت های دولتی در دسترس عموم قرار گیرد، با نقل و انتقالات پول از طریق اینترنت و ثبت نام و انتخاب واحد اینترنتی سفرهای زاید برون شهری و درون شهری کاهش می یابد و سوخت کمتری مصرف شود، مردم روستاها و شهرهای کوچک و دورافتاده بتوانند خواسته ها و نظرات و پیشنهادات خود را مستقیماً و بدون واسطه به مسئولین مربوطه در وزارتخانه ها منعکس نمایند، ...

البته راه دیگری هم متاسفانه وجود دارد: ساعتها چت کردن، دانلود موسیقی و عکس خوانندگان و بازیگران، خبرهای دروغ، جوک، اس ام اس، بلوتوث، گیم و بازی های مخرب و بیهوده، هک و هکری، ....

 

شماره 8 - (3 اسفند ماه 1385 )

بسیاری از ما با توجه به باورهای مذهبی و خواسته های قلبی، نذر و نیازهایی به درگاه خداوند متعال و ائمه معصومین داریم و به تبع  عواطف لطیف انسانی، هدایای مادی و معنوی به افراد نیازمند داده یا اموراتی را وقف به خیر می نماییم.

 حال این مسئله مطرح است که آیا در جامعه کنونی آیا می توان مصادیق گوناگونی در صرف امور خیریه پیدا کرد؟ مثلاً خرید کتاب های علمی مفید و اهدای آن به کتابخانه ها، مدارس و دانشگاه ها- تجهیز کارگاه ها، سایت های کامپیوتری و آزمایشگاه های مدارس و مراکز علمی- اهدای زمین و احداث مدرسه و بیمارستان- احداث خوابگاه های دانشجویی- کمک به بیماران خاص دیالیزی، سرطانی، ام اس، تالاسمی، هپاتیت و ایدز از طریق انجمن ها و نهادهای خیریه-....

اگر بخواهیم بشماریم شاید نتوانیم همه را نام ببریم. فقط به یک نمونه ساده بسنده می کنم. شادروان پرفسور محمود حسابی (که دستیار انیشتین نیز بود) منزل شخصی اش را در بهترین نقطه تهران وقف امور علمی و پیشرفت جوانان این مرز و بوم نمود.

پس بیاییم با خلوص نیّت و همت والای خود، ضمن ارج نهادن به فرایض مذهبی و ادای نذرها، با کمک ها و هدایای خود به سایر بخش های جامعه از طریق نهادها و انجمن های ذیربط، رضایت خداوند متعال و خوشنودی دیگر هم نوعان خود را به دست آوریم

 

شماره 7 - (19 بهمن ماه 1385 )

در چند سال اخیر تعداد فارغ التحصیلان دیپلم فنی و حرفه ای و کاردانش و متعاقب آن کاردانی و کارشناسی کامپیوتر رو به افزایش است. از طرفی آموزشگاه های آزاد، مدارس غیرانتفاعی، دانشگاه های آزاد، علمی کاربردی، پیام نور و آموزشکده های فنی نیز بیشتر شده و رشته کامپیوتر هم گسترده ترشده است. خلاصه این که کمیت(تعداد) رو به افزایش است. و با حُسن نیّت می پنداریم که انشاء الله کیفیت در همه ی ابعاد نیز افزایش یافته است.

حال مسئله اساسی این جاست که برای این همه متخصص جویای کار، چه کاری باید انجام داد؟ آیا اکثر آنها در حرفه های مرتبط با تخصّص خود، جذب بازار کار شده اند؟ آنهایی هم که مثلاً در مشاغل مربوط به کامپیوتر هستند آیا کارهای مؤثر و رده بالا مثل برنامه نویسی، طراحی سایت، توسعه شبکه و ... انجام می دهند؟ یا این که فقط یک اپراتور ساده اند و به جز رایت سی دی و پرینت و اسکن و پاسخگویی به مشتریان و ... کار دیگری ندارند؟

مسلماً شأن و ارزش تحصیلات دانشگاهی بیش از این هاست. عقل سلیم نمی پذیرد که هزینه های گزافی برای ترتبیت متخصصین ماهر صرف شود سپس این استعدادها و تخصص ها بلا استفاده باقی بمانند. پس باید همت کرد و جایگاه کامپیوتر را در صنایع و مشاغل به ویژه بخش خصوصی، گسترش داد و تقویت کرد. همچنین با تشویق و توجیه صاحبان صنایع و سرمایه و مسئولین دست اندرکار، می توان فرصت های شغلی جدید به وجود آورد و فرهنگ صحیح کارآفرینی را در جامعه پیاده کرد. البته موانعی هم در این راه ممکن است وجود داشته باشد. بعداً در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.

 

شماره 6 - (22 دی ماه 1385 )

گاهی اوقات برخی مسایل بر عکس جریانات مرسوم و معمول اتفاق می افتد، تیم فوتبال برزیل اغلب در صدر قهرمانان است. و لزوماً همه ی تیم های ثروتمند اروپایی در صدر نیستند. همچنین اکثر بازیکنان برزیلی، از اقشار پایین دست جامعه خود بوده که در طی دوران آموزش و نوجوانی، کمترین امکانات را داشته اند.

شاید افراد جامعه برای رشته های فنی و حرفه ای و کاردانش، اهمیت کمتری قایل باشند. یک شاهد روشن برای این امر همین بس که خانواده ها و مشاورین و حتی برخی معلمان، دانش آموزان را به رشته های نظری هدایت می کنند. وقتی کسی معدلش پایین بود، او را همانند یک محکوم، به فنی حرفه ای و اگر اوضاع خیلی حادتر بود، در نهایت به کاردانش می برند. اصلاً تا چند سال پیش برخی همکاران من، محیط هنرستان را برای فرزندان خود جالب نمی دیدند. (البته الآن قضیه کمی فرق کرده و بسیاری سعی می کنند فرزندشان را در شاخه فنی و حرفه ای و رشته کامپیوتر ثبت نام کنند). نفرات اول کنکور ریاضی و هنر و تجربی و انسانی همیشه مدال و جایزه می گیرند و در روزنامه و رادیو و تلویزیون با آنها مصاحبه می شود (البته حق آنهاست) اما در مورد فنی و حرفه ای و کاردانش کمتر دیده ایم یا حداقل من کمتر دیده یا شنیده ام.

به دانش آموز خرده می گیرند و می گویند : "چرا درس نخوندی که معدل بالا بیاری، بری ریاضی یا تجربی؟ آخه کاردانش هم شد رشته؟" و از همه تأسف بارتر این که برخی از فنی و  حرفه ای ها و کاردانشی ها، از بس به خود تلقین کرده اند که دیگر باورشان شده هیچ راه پیش رفتی ندارند.

اما خوشبختانه گذشت زمان بسیاری مسائل را حل می کند. بروز نمونه های موفق دانش آموزان هنرستانی که دوران دانشگاه را به پایان رسانده و در بخش های مهم (دولتی و خصوصی) مشغول به کار شده و حتی برخی از آنان با خود اشتغالی و کارآفرینی موجبات اشتغال چند نفر دیگر را نیز فراهم ساخته اند؛ تا حدی دیدگاه سایرین را تغییر داده است. و البته این کافی نیست. پس شما دانش آموزان هنرستانی (مخصوصاً رشته ی کامپیوتر)، می توانید با تلاش و جدیت و موفقیت در درس ها به خود، خانواده و جامعه ثابت کنید که: "اهمیت رشته های فنی و حرفه ای و کاردانش، کمتر از سایر رشته ها نیست. و خلاقیت و ابتکار، منحصر به مدارس خاص و دانش آموزان خاص نیست." اگر علاقه مندید، سرگذشت برخی دانشمندان مثل انیشتین، ادیسون و ... را مطالعه کنید. یا حداقل مصاحبه با نمونه های موفق از جوانان تلاش گر ایرانی را در این سایت ببینید!

 

شماره 5 - (ششم دی ماه 1385 )

ده سال پیش، وقتی که وارد حرفه معلمی شدم، یکی دوسال بود که کامپیوتر، به عنوان یک رشته مستقل و جدید وارد هنرستان شده و  شاخه کاردانش هم تازه پاگرفته بود. آن موقع کسی باور نداشت که این رشته بتواند رشد کند. عموم مردم و حتی برخی معلم ها خیلی قاطعانه موضع می گرفتند و با اصرار می گفتند: "این چیزها(یعنی کامپیوتر) اصلاً در کشور ما جا نمی افته، خیلی رویائیه! ما خیلی با بقیه فاصله داریم. کامپیوتر مال طبقات ثروتمنده، نمی شه توی همه ی مدارس کامپیوتر داشته باشیم. تازه اگر هم باشه، کسی بلد نیست باهاش کار کنه!" ما هم جرأت نداشتیم مخالف آنها نظر بدهیم و یا خواسته های منطقی و نیازهای کاری رشته خود را درخواست کنیم!

ولی الآن نگاه کنید: در اکثر مدارس کامپیوتر هست، معلمان زیادی آموزش های ضمن خدمت را گذرانده اند، هنرستن های فنی و حرفه ای و کاردانش بیشتر و رشته کامپیوتر هم مانند دیگر رشته ها برای مردم بسیار عادی شده و از همه جالب تر این که در اکثر منازل می شود کامپیوتر را در کنار سایر لوازم خانگی مشاهده کرد. از دیگر نمونه های کاربرد کامپیوتر در کشورمان فقط به چند تا بسنده می کنم: کارت ملی، پلاک خودرو، امور بانکی، دستگاه های خود پرداز، قبض های آب و برق و تلفن و گاز، کارنامه دانش آموزان، ثبت نام اینترنتی کنکور 86، صورت حساب فروشگاه ها، سایت های اطلاع رسانی خبری، ایمیل و سایت برنامه های تلویزیونی مثل 90 و برنامه فیتیله مخصوص کودکان، وب لاگ های شخصی، سی دی ها و سایت های آموزشی و ..... .

الآن همان افراد می گویند : "چرا شما کامپیوتر ندارین؟ کامپیوتر برای پیشرفت بچه هامون لازمه، اگر بلد نباشی با کامپیوتر کارکنی میگن سواد نداری، بدون کامپیوتر ادارات ما خیلی کندتر ازاین کار میکنن، بچه ها این هفته برید یه تحقیق برای درس جغرافی از اینترنت بیارید تا 5 نمره به نمره مستمرتون اضافه بشه، آقای مدیر چرا مدرسه ما فقط یک سایت داره؟ تو فکر سایت دوم باشید با 10 تا کامپیوتر، و ...." و ماهم اکنون خدا را شکر می کنیم که زنده ایم و این همه پیشرفت و همچنین بهبود در نگرش عمومی نسبت به کامپیوتر را می بینیم و البته بخشی از این امر، مرهون زحمات بی دریغ معلمان زحمت کش و مدیران دلسوز می باشد.

 

شماره 4 - (بیست و ششم آذرماه 1385 )

هر چیزی که اختراع می شود، مسلماً یک هدف یا نیاز اساسی برای آن وجود داشته ولی ممکن است به تدریج دچار دگرگونی شود از جمله کامپیوتر.

یک کشتی آسیب دیده و  ممکن است غرق شود. هوا طوفانی و دریا متلاطم است. کاپیتان و ملوانان با عجله مشغول ترمیم کشتی و هدایت آن به محلی امن و نجات مسافران هستند. مسافران همه نگرانند و  خود را برای شرایط سخت آماده می کنند. اما یک نفر با خیال راحت و  بی خبر از همه جا، نشسته و با دقت موهای خود را شانه می زند. مبادا که مردمان ساحل، به او بخندند و بگویند چقدر شلخته و بی کلاس است!

متاسفانه در حالی که برخی دانش آموزان و دانشجویان ما، وقت خود را صرف بازی با گیم های آنچنانی می کنند و ساعت ها در اینترنت بیهوده چت می کنند، یا زمانی که مشغول رد و بدل کردن جوک های بی ارزش با SMS هستیم؛ دقیقاً همان لحظه ای است که برخی کشورهای پیشرفته، در حال پژوهش و تحقیق و اختراع و اکتشاف هستند، با شتاب هر چه تمام تر کار کرده و مانند تیمی که در دقیقه 75، دو سه گل از حریف عقب مانده، خود را به آب و آتش می زنند.

آیا سهم جوانان ما از فن آوری اطلاعات و شأن و جایگاه آنها، فقط همین است؟ آیا برخورداری از رایانه شخصی، باید موجب افت تحصیلی  شود؟

 

شماره 3 - ( دوازدهم آذرماه 1385 )

(ضمن احترام و ارادت به زبان و ادبیات فارسی):

براي يادگيري هرچيزي، مخصوصاً كه اگر جديد و نوپا باشد، ضمن مراجعه به كتب يا اساتيد اهل فن، معمولاً با وا‍ژه ها و اصطلاحات جديدي رو به رو مي شويم كه مجبوريم آنها را فراگرفته و به خاطر بسپاريم. حال اگر اين علوم و فنون منشاء خارجي و بيگانه داشته باشد، نيازمند يادگيري زبان خارجي هستيم.

معنی آفساید را می دانیم و آنرا صحیح تلفظ می کنیم و در ضمن، دانستن آن را ضرورتی مهم برای زندگی در دنیای امروز می شماریم. اما در عوض واژه content را نمی توانیم تلفظ کنیم و معنی آن را هم نمی دانیم و ضرورت دانستن آن را در حرفه کامپیوتر هنوز احساس نکرده ایم!

دانش آموزان و دانشجويان ما اسامي بازيكنان و تيمهاي خارجي ملي و باشگاهي اروپا و جهان، اصطلاحات فوتبال و داوري و ....  را به خوبی مي دانند. پس استعداد بسيار خوبي دارند. اما چند كلمه از help و پيغامهاي خطاي سيستم عامل و نرم افزارها را نمي توانند بخوانند و ترجمه كنند. چرا؟

در فن آوری اطلاعات، آشنایی نداشتن و بی اطلاع بودن از زبان فنی و تخصصی، همانند رانندگی با چشمهای بسته و یا چشمان کم بینا، امری بسیار مشکل است.

 

شماره 2 - ( آبان ماه 1385 )

با توجه به تجربیات و مشاهدات شخصی، دیده می شود که بسیاری از افراد جامعه ما به هر دلیل موجه برای خانواده خود یک دستگاه کامپیوتر خریداری می نمایند. اما آن چیزی که اغلب فراموش می شود  این است که خود را بی نیاز از مطالعه کتاب و یا دوره های آموزشی می بینیم. و می پنداریم که با خریدن سخت افزار، مشکل حل شده است.  واقعیت آن است که اگر افراد آموزشهای صحیح  و کافی نبینند، آنگاه کامپیوتر بهره وری چندانی برای ما نخواهد داشت. همچنین با روش سعی و خطا، وقت گرانبهای ما به هدر خواهد رفت.

مصالح مرغوب و زمین مناسب، هیچگاه تبدیل به یک ساختمان نخواهد شد مگر با همت کارگران و معماران و مهندسان با تجربه و کارآزموده.

پس نقش آموزش را به عنوان یکی از ارکان مهم در توسعه فناوری اطلاعات، جدی بگیریم. آموزش ازمدارس آغازمی شود اما می تواند در رسانه ملی (صدا و سیما) نیز بیشتر گسترش یابد.

یک دستگاه کامپیوتر می خریم مثلاً 500 هزارتومان به اضافه میز و صندلی و ... . به نظر شما آیا  ضرورتی دارد که یکی دو جلد کتاب آموزشی نیز بخریم مثلاً 5 هزار تومان؟!

 

شماره 1 - ( مهر ماه 1385 )

باتوجه به نیازهای بسیاری که در زمینه نرم افزاری در کشورمان وجود دارد و همچنین استعدادهای نهفته فراوانی که در دانش آموزان این مرز و بوم سراغ داریم، بهتر است که دروسی مانند الگوریتم و فلوچارت و زبانهای برنامهنویسی هر چه زودتر در سنین پایین (حداقل از دوره راهنمایی تحصیلی) به صورت یکی از مواد درسی آموزش داده شود تا پس از دیپلم، برنامهنویسان ماهری در کشور داشته باشیم که هم به درد صنعت بخورند و هم دانشجویان خوبی در دانشگاه باشند.

در اصل برنامهنویسی حلقه گمشده  و یا به عبارتی شاه کلید علوم رایانهای می باشد که کمتر به آن توجه شده دلیل آن هم نیز واضح است چون:

غذا خوردن خیلی آسان تر از غذا پختن است!

اگر به جای برنامه نویسی فقط به کاربرد برنامه های جذاب اکتفا کنیم یک مصرفکننده محض خواهیم شد که به محصولات دیگر کشورها وابسته خواهیم بود.

 

Director & designer: Masood Jafari Nokandeh                   مدیر و طراح : مسعود جعفری نوکنده

بازگشت به صفحه اول